شعر کهکشان آبی

شعر کهکشان آبی

تو کهکشان آبی

خورشید گرم و خوبی

یه ماه نقره ای رنگ

ستاره های آبی

 

دنبال هم می کردن

جشنی گرفته بودن

پا کوبیدن دست زدن

چرخیدن و رقصیدن

 

صدای خنده هاشون

رو ابرای بهاری

یه مهمونیه عالی

جشنی بود و سروری

 

ماه به ستاره ها گفت

خبر دارین بچه ها

نوزادی ناز و زیبا

گذاشته پا به دنیا

 

همگی باهم خندیدن

چرخیدن و رقصیدن

دست توی دستای هم

به نی نی لبخند زدن

 

نی نی چشاش خسته شد

خواست بخوابه نم نمک

ستاره های قشنگ

بهش زدن هی چشمک

 

ترانه سرا : ریحانه آبشاهی

یک نظر