
تو کهکشان آبی
خورشید گرم و خوبی
یه ماه نقره ای رنگ
ستاره های آبی
دنبال هم می کردن
جشنی گرفته بودن
پا کوبیدن دست زدن
چرخیدن و رقصیدن
صدای خنده هاشون
رو ابرای بهاری
یه مهمونیه عالی
جشنی بود و سروری
ماه به ستاره ها گفت
خبر دارین بچه ها
نوزادی ناز و زیبا
گذاشته پا به دنیا
همگی باهم خندیدن
چرخیدن و رقصیدن
دست توی دستای هم
به نی نی لبخند زدن
سلام این شعر بسیار عالی بود با تشکر