
تق و تق و تق
کی بود که در زد
درُ برا کی
گنجیشکه وا کرد
تو لونه انگار
مهمونی داده
پرهاشو شسته
شونه کشیده
مرغه به جوجه
گربه با کلاغ
خرگوش بلا
طوطیه از باغ
مهموناش هستن
خونش دعوتن
از دور و نزدیک
پیشش اومدن
مهمونا همه
شادن و خندون
دارن همگی
هدیه همراشون
خانوم گنجیشکه
همین تازگی
هرکدوم تخماش
شدن جوجه ای
گنجیشکه خوشحال
جشنی به پا کرد
برای تولد
مهمون صدا زد